کتابیها

دانلود رمان آرزو

چنل تلگرام کتابیها

دانلود رمان آرزو

به قلم : سیده عاطفه حسینی

دانلود رمان آرزو

 

# 127 صفحه ی PDF

# فرمت PDF , APK , EPUB

 

خلاصه رمان :

آرزو دختریست که به همراه خانواده اش از روستا به تهران می آید.

آن ها با خانواده ای ثروتمند آشنا شده و پس از مدتی پسر این خانواده عاشق آرزو میشود.

و در این بین ماجراهای زیادی برای آرزو پیش می آید و…

 

دانلود رمان آرزو از چنل تلگرام ما

 

قسمتی از متن :

دوباره استارت زد و ماشين را راه انداخت صداي موسيقي را زياد كرد و هر دو سكوت كرديم.

به فرودگاه رسيديم خيلي دير شده بود استاد صميمي و احمد به سالن پرواز رفته بودند من با عجله وارد فرودگاه شدم .

كامران گفت: آرزو عجله كن تو به سالن پرواز برو من چمدان هايت را تحويل مي دهم با كامران خداحافظي كردم به طرف سالن پرواز دويدم و بسمت هواپيما دويدم لحظه هاي آخر بود مي خواست درها بسته شود وارد هواپيما شدم.

استاد صميمي را ديدم برايم دستي تكان داد به طرفش رفتم جاي من كنار استاد صميمي بود بدون سلام كردن به احمد كنار استاد نشستم.

هواپيما بلند شد.

استاد پرسيد؟ خانم شجاعي چقدر دير كرديد، گفتم تو ترافيك ماندم،

و سكوت كردم دلم مي خواست صحبت نكنم و فقط به كامران فكر كنم. گرماي دستهايش، اشك هايش، چرا نمي توانستم عاشقش بشوم.

چرا دركش نمي كردم اين همه خوبي ،اين همه پاكي، شايد عشق احمد هنوز در دلم بود.

با صداي استاد صميمي به خودم آمدم

گفت: خانم شجاعي وقتي رسيدم فوراً بايد به همايشي برويم شما بايد مقاله كه ارائه كرديد آنجا هم ارائه كنيد اميدوارم موفق باشيد بعد دست روي شانه هاي احمد گذاشت كه جلوي ما نشسته بود و براي او هم همين حرف ها را تكرار كرد.

يك لحظه به خودم فكر كردم يك دختر دهاتي حالا داره ميره به آلمان اون هم به نمايندگي از همه دانشجويان ايراني، احساس غرور كردم.

چشم هايم را روي هم گذاشتم و خوابم برد.

 

لطفا نظر خود را در مورد رمان آرزو در قسمت نظرات همین پست بنویسید.

درخواست حذف لینکهای دانلود رمان آرزو

 

دانلود رمان آرزو
5 از 5 رای

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *