کتابیها

دانلود رمان در چشم من طلوع کن

چنل تلگرام کتابیها

دانلود رمان در چشم من طلوع کن

ژانر : عاشقانه / پلیسی

منبع : کتابیها

به قلم : اعظم طیاری

فرمت : apk (اندروید) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون) / EPUB (ایفون / ایپد / تبلت)

دانلود رمان در چشم من طلوع کن

 

 

خلاصه ی رمان :

غزاله زني که با همسرو فرزند کوچکش در کرمان زندگي ميکند

براي عروسي خواهر شوهر براي اولين بار به تنهايي راهي شيراز ميشود

ولي …

 

قسمتی از متن :

با اين وصف آنقدر مشغول بود كه متوجه گذشت زمان نشد تا اينكه راس ساعت دو و نيم، صداي منصور در آپارتمان پيچيد.

-چه بو و برَنگي را انداختي خانم ،چه خبره؟!

با آن همه كار، دختر كرماني مه رو، در استقبال از همسرش غفلت كرده بود. با اين وجود در آستانه ورود به آشپزخانه با سلام و بـ ـوسه، خوش آمد و خسته نباشيد گفت.

با معجوني از انواع بوهاي مطبوع كه در آپارتمان پيچيده بود، منصور كنجكاو پرسيد :

-مهمون داريم!!!!؟… هوم چه كردي.

و معطل نكرد،در قابلمه ها را يك به يك باز كرد. پلوي سفيد، خورش قورمه سبزي ، كتلت، لوبيا پلو. روي كابينت هم چند عدد شنيسل آماده طبخ كه بايد فريزر مي شد ديد. مجددا پرسيد:

-جون منصور مهمون داريم!؟

غزاله حرف كه مي زد دل مي برد يك لبخند هم چاشني كرد و گفت :

-همه رو براي تو پختم.

-من!…. مگه مي خواي بتركم.

غزاله پاكت فريزري برداشت و يك برش شنيسل را بسته بندي كرد و پرسيد:

-ببينم!… تو آشپزي بلدي؟

-مي دوني! چرا مي پرسي ؟

-كسي كه آشپزي نمي دونه و عيالشم خونه نيست چه كار مي كنه ؟

منصور با لبخندي قدرشناس گفت :

-بالاخره يه كاريش مي كردم.چرا اين قدر زحمت كشيدي ؟

-دلم نمي خواد وقتي نيستم خداي نكرده مريض و مسموم بشي.

بـ ـوسه بر پيشاني همسرش زد و گفت :

-از خدا مي خوام هيچ وقت تو رو از من نگيره.

– نترس بادمجان بم آفت نداره.

 

 

برای دانلود رمان در چشم من طلوع کن از چنل تلگرام کلیک نمایید

 

درخواست برای حذف رمان در چشم من طلوع کن از سایت کتابیها

دانلود رمان در چشم من طلوع کن
4.7 از 6 رای

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *