کتابیها

دانلود رمان مومیایی

چنل تلگرام کتابیها

دانلود رمان مومیایی

دانلود رمان مومیایی

دانلود رمان مومیایی

 

# نویسنده : پگاه رستمی فرد

# 1131 صفحه ی PDF

ژانر  #عاشقانه  #اجتماعی

# فرمتها : PDF , APK , EPUB

# منبع کتابیها

 

خلاصه رمان :

ماجرای دختری به نام تارا در این رمان بازگو می شود.

تارا به همراه نامزدش اشکان در پی آماده سازی مراسم عروسی‌شان هستند.

اما اتفاقاتی برایشان در این میان رخ میدهد و…

 

دانلود رمان مومیایی از چنل تلگرام کتابیها

 

قسمتی از متن :

خم می شود و فنجانش را روی میز می گذارد. موهایش را کنار می زند و می گوید: 

– انتظار داشتی با چی مواجه بشی که انقدر با تعجب منو نگاه می کنی؟

دستپاچه می شوم.

– هیچی. فکر می کردم حالت خوش نیست، ولی انگار زیادم بد نگذشته.

خنده اش تبدیل به لبخندی می شود که تنها گوشه لبش را کش می آورد.

– از کجا می دونی خوش گذشته؟ چون ریشام بلند نشده و بوی گند عرق نمی دم و تا خرخره نخوردم؟

از حرفی که زدم خجالت می کشم. سرم را پایین می اندازم.

– چرا موبایلت رو خاموش کردی؟

جواب نمی دهد. فنجانش را برمی دارد و نزدیک لبش می برد.

– مگه ما دوست نیستیم؟ اگه حالت بد بود چرا هیچی به من نگفتی؟ چرا نیومدی پیشم؟

بدون این که نگاهم کند می گوید: 

– دارم روی تزم کار می کنم. می خوام تا آخر ماه جمع و جورش کنم و برگردم خونه. 

تنش را می کشد.

– خیلی خستم.

دلم می ریزد.

– برگردی؟ واسه همیشه؟

چهره اش در هم می رود.

– واسه من همیشه ای وجود نداره، ولی می خوام یه چند سالی اونجا کار کنم. یه کم آرامش می خوام. آرامشی که فقط خونه می تونه بهم بده.

می خواهد برود؟ تا پایان این ماه؟ امروز چندم است؟ به زبانم می آید که بگویم “پس من چه؟” اما حرفم را قورت می دهم.

– تو چه خبر؟ چی کار کردی تو این چند روزه؟

کف دستانم را روی پایم می کشم.

– هیچی. تو خونه بودم همش.

پلکش را بلند می کند و سورمه ای هایش را به من می دوزد.

– فکراتو کردی؟

عرق دستانم شلوارم را مرطوب می کند.

– در چه مورد؟

با جدیت می گوید: – در مورد پیشنهاد من.

 

لطفا نظر خود را در مورد رمان مومیایی در قسمت نظرات همین پست بنویسید.

درخواست حذف لینکهای دانلود رمان مومیایی

دانلود رمان مومیایی
5 از 1 رای

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *