کتابیها

دانلود کتاب تیام

چنل تلگرام کتابیها

دانلود کتاب تیام

دانلود کتاب تیام

دانلود کتاب تیام

 

# نویسنده : امیرمحمد حسنوند

# 39 صفحه ی پی دی اف

# فرمت PDF

# منبع : کتابیها

 

معرفی کتاب :

در این کتاب زندگی دکتری جوان به نام سهراب تبریزی روایت میشود

که برای طبابت به یکی از روستاهای دورافتاده میرود و درگیر عشقی ممنوعه میشود…

 

دانلود کتاب تیام از کانال تلگرام کتابیها

 

قسمتی از متن :

روز اخری که پیش تیام بودم یه نامه بهم داد و ازم خواهش کرد به حرفای توی نامه خوب فکر کنم. کنجکاو شدم و سریع به خونه رفتم. نامه رو باز کردم.

سلام اقای دکتر میدونین که من سواد ندارم. نامه هم فاطمه دختر بی زهرا برام نوشته.

راستش اقای دکتر من نمیخوام مثله رومیو و ژولیت باشم. داستانش اخرش خوش نبود. داستان زندگی من باید اخرش خوش باشه. ولی میدونم با مرتضی خوشبختی تو زندگی من وجود نداره. چون من دوسش ندارم اقای دکتر. من شمارو دوست دارم اقای دکتر. دوست دارم بشینم یه گوشه زل بزنم بهتون و شما برام کتاب بخونین اقای دکتر.

راستی اقای دکتر دیگه نمیخوام اقای دکترم باشین. میخوام سهرابم باشین. 

اقای دکتر پس فردا عقد منه اگر شما هم منو دوست دارین لطفا فردا صبح زود بیاین پیش چشمه پایین روستا.

خدافظ.

خب میدونستم منظورش چیه. یعنی واقعا یه دختر روستایی میتونه انقدر نترس و شجاع باشه که به فکر فرار بیوفته؟

فردا صبح زود قبل از طلوع افتاب رفتم محل قرار و همراه خودم چنتا لباس و وسایل ضروری بردم.

دیدم که تیام هم با یه بغچه اومد.

سریع بغلش کردم و پیشونیشو بوسیدم. از خجالت سرخ شد.

خندیدم. بهش گفتم:

+خب بریم؟

-کجا؟

+میریم میزنیم به کوه و کمر مهم اینه که کنار همیم.

-باشه اقای دکتر.

خندیدم و گفتم: +مگه قرار نشد دیگه منو اقای دکتر صدا نکنی؟

-چشم اقای دکتر. ها نه یعنی سهراب

جفتمون باهم خندیدیم و راه افتادیم. طرفای ظهر بود. لابد تا الان توی ده پیچیده بود که تیام دختر کدخدا و دکتر نیستن. و همه داشتن دنبالمون میگشتن. اما خب کی اهمیت میداد؟! مهم این بود که تیام کنارم بود.

 

لطفا نظر خود را در مورد کتاب تیام در قسمت نظرات همین پست بنویسید.

درخواست حذف لینکهای دانلود کتاب تیام

دانلود کتاب تیام
5 از 3 رای

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *